عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر

به نام خداوند بخشنده و مهربان

خلاصه سخنان آقای تفرشی، ۲۳ خرداد

 

عبور از گذرگاه سخت

یک سری کارهایی را آدم می خواهد خیلی بی نقص انجام دهد، همین که می خواهد بی نقص انجام دهد خراب می شود، ما بعد از اینکه سفرمان را انجام میدهیم، بعد از اینکه از این گذرگاه عبور کردیم  تازه می فهمیم که در چه شرایطی هستیم، آن موقع  نمی فهمیم که این چه گذرگاهی است. وقتی عبور کردیم و یخهایمان آب شد، وقتی که فهمیدیم با پاهایمان روی کجا ایستاده ایم و روی کجا داشتیم قدم برمی داشتیم، اما چه موقعی یخ آب می شود؟ در آن موقع که یک نفر آمد اینجا برای مشاوره و من او را نگاه کرده و با خود می گویم که من روز اول یک همچین وضعی داشته ام. دوره دبیری، نگهبانی، مرزبانی ...را می گذرانم، امتحان می دهی، کمک راهنما میشوم،...و  به خاطر اینکه همه یک سری کارهایی را انجام میدهند، البته با شوق ، رقابت، عشق ، در مسیر کنگره یک کارهایی را انجام می دهم، اما حل کردن مشکل و درک آن مال چه زمانی است؟ آن موقع که مشکل را مهندسی میکنیم، یعنی موقعی که راهنما شدم و یک نفر از من راهنمایی خواست، ما باید هندسه این راه را بلد باشیم.

وقتی یک تازه وارد به کنگره می آید و به او می گویند خوش آمدی، همه راهنماها، اقای مهندس، استادان آقای مهندس، همه و همه از اینکه یک نفر دارد حرکتش را شروع می کند خوشحال میشوند.

منظور از توده های فشرده برف چیست؟ منظور یخهایی است که روی هم تلمبار شده است. خیلی وقتها باید از خیلی چیزها گذشت و عبور کرد، هربار این مسیر یخ بندان را دوباره می رویم و یک لایروبی انجام میدهیم، یک سری پاکسازیهایی انجام می دهیم، برای چه در پیام سفر دوم آمده که زمان آن را خدا می داند؟ منظور همان لایه های فشرده یخ است که یکی یکی آن را رد می کنیم، یک نفر سفرش تمام می شود، اما مشکلات زیادی برایش پیدا میشود که باید حل کند، این همان قله یخ است که در پیش و دارد.

 

ادامه مطلب را مطالعه فرمایید...

 

ادامه نوشته

عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر

به نام خداوند بخشنده و مهربان

خلاصه ای از سخنان آقای تفرشی ۱۶ خرداد ماه

 

هر کدام از ما یک منطقه یخ زده برای خودمان داریم، قطعا ما هر کدام در جاهایی ، نسبت به ادامه راه و ناشناخته ها، یک سری مسایلی داریم که حسی نسبت به آن نداریم.

ما خیلی اوقات خیلی هارت و پورت داریم، مثل وقتی که مواد مصرف میکردیم، درونمان چه می شد که خیلی چیزها را و حرفها را اصلا قبول نداشتیم، مثل وقتی که راهنما یا مرزبان یا ... ، هرکس نسبت به جایگاهش، به انسان چیزی میگوید،  شاید در ظاهر چاکرم مخلصم و چشم بگوییم، اما آن لحظه در درونمان چه اتفاقی می افتد؟ آیا در درون آن هارت و پورت وجود دارد؟ مثلا با خود میگویم من ۷ سال است در کنگره هستم، مرزبان ۳ سال است در کنگره است،  یک چیزی به من می گوید و من نمی توانم قبول کنم. این قبول نگردن به چه دلیل است؟ به این دلیل که در من یک سری مناطق یخ زده وجود دارد. به این دلیل که من نمی دانم آدم وقتی عظمت ها را حس کند نا خودآگاه پایین می آید، آنجا است که می گوید من بنده ام، از آنجا تازه حس کردن های من شروع میشود، یعنی چه؟ دانستن سر من را پایین می آورد، یعنی من تسلیم این مسیرم، این مثل یکی از هزاران قضیه ای است که من با آن درگیرم.

این مسیر یک هدفی دارد، هر کدام از ما نسبت به آگاهی که داریم یک جایی از این یخ بندانیم. دلشوره مال چه زمانی است؟  وقتی ماشین در یخ بندان و  دربه داغان است، دایم ترس از افتادن ماشین از سر پایینی را داری، هر کدام بنا به جایی که هستیم در یک جایی از این یخ بندانیم، ممکن است یک نفر نسبت به اعتیاد این قضیه را نداشته باشد، اما نسبت به خیلی قضیه های دیگر در این حالت باشد.

آدمی که نشسته نمی داند چه بندهایی به او وصل است، آدمی که حرکت می کند این را میفهمد، که چقدر بندهایی به او وصل است که باید آنها را باز کند. هر کدام از ما از در این مسیر افتادن یک هدفی داریم، آن رسیدن به حال خوش و آرامش است.

ادامه مطلب را مطالعه فرمایید...

 

ادامه نوشته

به نام خداوند بخشنده و مهربان 

یکشنبه 12/3/92 لژیون اقای فرشید تفرشی در پارک طالقانی برگزار گردید

دستور جلسه:ازاد

استاد جلسه امین:با انجام کارهای کوچک توانستم آرام آرام و با اموزش کارهایم را مرتب ومنظم کنم . در مو ضوع غیبت کردن به  گفته راهنما وقتی در جایی حتی با اشاره سر هم تائید می کنید خود را در  جبهه نیروی منفی قرار میدهید . و من فکر می کنم اگر بخواهم کارهای ضد ارزشی را کنار بگذارم یا انجام ندم  و یکدفعه کنار گذاشتنش مثل سقوط ازاد می مونه یعنی درک نشده و برای من نمی تونه عقلانی باشه ودر این موارد هم باید بصورت تدریجی جلو برویم.

علی آقا :من با رفتار درستم  ودرمانم تونستم تاثیر خوبی روی دوستام داشته باشم  وبرای من لذت بخش بود  ومن  وقتی بتونم خوب آموزش بگیرم واز تجربه خوب بقیه استفاده کنم قدر کنگره وجلسات وهمه چیزو درک می کنم و می فهمم که همه نعمت است وبه اون آرامش و حال خوب می رسم .

سعید عشقی:از خدا می خواهم بتونم اشتباهاتم رو داخل کنگره جبران کنم  و برای همه مفید باشم  وبه رهایی برسم البته با کمک کنگره و عزیزان.

مروت:من تمام  ضد ارزشها را سوغات کنگره می دونستم و ترس تو وجودم بوده که نمی تونستم با راهنما و بچه ها ارتباط برقرار کنم  وبا صحبت های اقا امین دژاکام فهمیدم که پله پله به بقیه راهم ادامه بدم .

ادامه مطلب را مطالعه فرمایید...

 

ادامه نوشته

خواب و بی خوابی


آرامش، چه واژه زیبایی! چیزی که همه به دنبال آن هستند و شاید کمتر کسی راه درست رسیدن به آن را بداند.

همیشه در زندگی به دنبال آن بودم و چه راه های اشتباهی را برای رسیدن به آن امتحان کردم شاید آرامش را با بی خیالی و بی مسئولیتی اشتباه گرفته بودم غافل از اینکه از راه ضد ارزشها نمی توان به ارزش رسید.

به جایی رسیده بودم که حسرت یک خواب راحت را داشتم . بی خوابی های عذاب آور و خوابهای کابوس وار مرا کم کم از پا در می آورد طوریکه دیگر حتی از خوابیدن هم می ترسیدم همه زندگیم کابوس بود خواب و بی خوابیم در هم آمیخته بود همه چیز ترس بود و کابوس.....

سایه هایی که تعقیبم می کردند صداهایی که از دیوار می آمد آدم هایی که همیشه مراقبم بودند و مرا رها نمی کردند نمی دانستم خوابم یا بیدار! چرا کابوسها تمام نمی شد؟! من که به دنبال آرامش بودم !! اما چرا شیشه آرامش را به من نداد و حتی خواب سابقم را هم از من گرفت چرا از همه وحشت داشتم و متنفر بودم و دیگران هم از من ! و هزاران چرای دیگر.......

اما در کنگره آموختم می توان به حال خوش رسید بدون مواد و الکل و سیگار . تنها با اتکا به مواد شبه افیونی بدن که خود هزاران بار قوی تر از هر ماده مخدر خارجی است فقط باید این جسم ویران را بازسازی کرد باید به او فرصت داد تا ویرانه ها  را آباد کند و با تغییر در جهانبینی به حال خوش رسید.

حال خوش چه واژه زیبا و عمیقی ! چه چیزی بهتر از آن ! با آن از همه چیز لذت می بری و همه را دوست داری اینجا می آموزی آنچه باور است محبت است و آنچه نیست ظروف تهی است چه حس خوبی است رها شدن از ضد ارزشها چرا که روح ناآرام ما خواستار رهایی است پس برای انجام این عمل عظیم                                  شکر           شکر         شکر

استحکام پایه های مالی وعلمی کنگره 60

به نام خداوند بخشنده و مهربان
یکشنبه
5/3/92 ، لژیون آقای فرشید تفرشی در پارک طالقانی برگزار گردید 

 
دستور جلسه:استحکام پایه های  مالی وعلمی کنگره

استاد جلسه مروت: با توجه  به  صحبت  های مهندس دژاکام در مجله سفیر سلامت  که کنگره از هیچ نهادی کمک مالی نمی گیرد من در فکر بودم که چگونه میتوانم به کنگره کمک کنم و همیشه کمک را در حد قانون یازده میدانستم ولی با کمی تفکر فهمیدم راه های دیگری نیز وجود دارد که با رعایت انها نیز میتوان به کنگره کمک کرد و من باید از کمک کردن های کوچک به بالا برسم.و در مورد پایه های علمی نیز باید در مورد بیماری هایی که قبل از ورود به کنگره داشتم و درسفر م حل شده به کنگره اطلاعات کامل بدهم.
                                            
نسیم:
همیشه با خود می گفتم که امکان نداره راهنما وبقیه کسانی که خدمت می کنند بدون دریافت هزینه ای باشد  با توجه به اینکه در مراکز دیگر غیر از کنگره هزینه های گزافی بابت این مشکل گرفته می شود ودر اخر هم نتیجه ای ندارد ولی با گذشت زمان  فهمیدم هدف کنگره عشق -محبت وارامش ودر نهایت اینکه من نیز بتوانم   به کنگره خدمت کنم ونسبت به ان مسئولیت  داشته باشم. علی دورانی:من وقتی فکر میکنم و در زمان اعتیاد چه هزینه هایی برای این مشکل پرداخت می کردم و در حال حاضر با اموزش هایم در کنگره توانستم پایه های مالی ام را محکم کنم خود را در مقابل کنگره مسئول می دانم که بتوانم با کمک های مادی و معنوی بتوانم نقشی در این حلقه داشته باشم.
  
علی صادقی:بنظر من با هیچ چیز نمی توانم کارهایی که کنگره برای من انجام داد را جبران کنم در همین مسئله سیگار فقط از لحاظ مالی میلیونها به من کمک شد واز لحاظ روحی وجسمی که قابل محاسبه نیست من در ای چند سال بیشتر وقتم را برای خدمت کردن گذاشتم وبنظر من لیاقت میخواد که بچه کنگره ای باشی.

مرتضی:من در مدت ای 45 روز فقط تونستم قانون یازده رو حمایت کنم ولی بیشتر از این به کنگره مدیونم وامیدوارم بتونم به کنگره بیشتر کمک کنم.

ادامه مطلب را مطالعه فرمایید...   

ادامه نوشته

تبریک

ولادت حضرت علی (ع) و روز پدر را به همه اعضای کنگره 60،

به خصوص آقای مهندس دژاکام و راهنمای خوبمان آقا فرشید تبریک میگوییم.

از طرف اعضای لژیون


ارتباط وادی نهم با تفکر

به نام خداوند بخشنده و مهربان

خلاصه ای از سخنان آقای تفرشی؛ پنجشنبه 2 خرداد

هر کدام از این وادی ها یک بخشی در مورد تفکر صحبت کرده است. من خودم فکر می کردم وادی یک در مورد زمانی است که آدم تازه به کنگره می اید، اما پس از چند سال دیدم همه ضربه هایی که می خورم از وادی اول است.

وقتی ما می خواهیم یک کاری را انجام دهیم باید اول فکر کنیم.  حرف یک نفر را می خواهی جواب بدهی، می خواهی یک بازتابی نسبت به یک اتفاقی که در خانه افتاده نشان بدهی، برای اینکه ببینی بهترین بازتاب چیست، شاید نیاز باشد چندین ماه فکر کنی. ممکن است در کنگره یا بیرون کاری را انجام دهد؛ اگر برای آن رفتار من جواب درستی داشته باشم که هیچ اگر نه باید کلی نسبت به آن فکر کنم. خیلی آدمها نسبت به همین حرف زدن نقطه تحمل ندارند، قطعا تفکر اینجا مطرح میشود، قدم میخواهم بردارم اگر تفکر نباشد یا راه دور میشود یا از مقصد دور میشوم. تفکر نباشد همه زندگی بهم میریزد، بدون تفکر بار روی دوشمان بیشتر میشود.

با تفکر ساختارها آغاز میگردد، یک ساختار باد فنداسیون بی نقص داشته باشد، آسیب پذیری ساختار به مرور پایین می آید، یک بخشی از این نقطه تحمل را داریم میسازیم، به مرور یک سری علمهایی را یاد می گیریم، مانند ورزش که دارد علم آن قضیه را به بدن ما میدهد، همان تجربه های ما در زمان دارد یک آموزشهایی را به ما میدهد.

یکی از چیزهایی که ما اینجا یاد میگیریم این است که بفهمیم اشکالاتمان چیست اما بهم نریزیم. چون وقتی آدم میفهمد یک کاری که انجام میداده اشتباه است، اصلا طغیان بوجود می آید، این را می شود گفت بی خیال، صورت دارد از زیر بار فرار میکند و یک جایی هم ممکن است خوب باشد، اما یک جایی هم باید بایستد که نقطه تحملش بالا برود، گاهی آنجا که باید زیر بار بایستم نمی ایستمف مانند همین سوال که چی؟ از زیر بار سوالی که منفی است باید با بی محلی رفت کنار، همین طور میخواهد بگوید که چی؟ من هم که نمی دانم آینده چه اتفاقی می خواهد بیفتد، انرژی من را میگیرد. اینجا نیاز نیست نقطه تحمل بالا برود ، اما یک جایی هست که من میفهمم  با یک قانونی را در زندگی مشکل داشته ام، مثل چه؟ مثل اینکه باید مسئولیت اشتباهم را بپذیرم، من میخواستم مسئولیت کارم را در زندگی نپذیرم و آن را به عهده یک نفر دیگر بگذارم. آنجا که این قانون را فهمیدم نمی توانم از زیر آن در بروم، اینجا باید نقطه تحملم را بالا ببرم، یا اینکه تا حالا رفتارم طوری بود که اجازه می دادم همه وارد حریم من شوند، حالا میفهمم که این اشتباه من بوده است، مثلا شاید بیش از حد شوخی می کرده ام یا حرف بیجا میزده ام. اینجا بهم میریزم، اما اینجا باید نقطه تحمل بالا برود، تفکر در ساختار ساختن این نقطه تحمل نقش دارد، اینکه بفهمیم این نقطه تحمل را چطور بالا ببریم.

وادی نهم

به نام خداوند بخشنده و مهربان

گوشه ای از سخنان اقای تفرشی؛ پنجشنبه 26 اردیبهشت

نقطه تحمل دو بخش دارد، یکی در جهت مثبت و یکی منفی، با لا بردن نقطه تحمل در جهت منفی زحمت ندارد، مثل اینکه روی یک دوچرخه بنشینی و در سرازیری بروی؛ کسی هم که مواد میزند دفعه اول روی هوا میرود، اما به مرور میبیند که لذت ندارد و مصرف بالا میرود.

اما بالا بردن نقطه تحمل در جهت مثبت یک زحمتی دارد، گاهی وقتها مصرف کننده ها خیلی خودشان را سطح بالا میگیرند و فکر میکنند که خیلی سینه سوخته و دنیا دیده هستند، فکر میکنند خیلی قوی هستند، اما من خودم  اینجا که آمدم متوجه شدم ضعیف ترین آدم  دنیا بودم. اگر من مصرف کننده نبودم و خیلی سختیها را میدیدم شاید تحمل ذره ای از آن را نداشتم. موقع سختی ها خیلی ها مسایل را تجزیه تحلیل میکنند و خم به ابرو نمی آورند، خیلی ها ممکن است داد و فریاد کنند، یا خیلی ها علاوه بر آن بزنند و وسایل اطرافشان را خرد کنند و بشکنند.

نقطه تحمل در خیلی چیزها معنی پیدا می کند، در حرف زدن و حرف نزدن، همینکه من یک سری جاها حرفی نزنم، کاری نکنم، همینکه من یک موقع مشکل را دیدم  اما بیانش نکرم، این یعنی نقطه تحمل. خیلی وقتها خیلی چیزها را آدم میبیند اما نباید بگوید، خیلی چیزها را میگوید که نباید؛ این بستگی دارد که چقدر نسبت به آن موضوع شناخت دارد. بعضی چیزها گفتنش سود است، بعضی چیزها گفتنش ضرر است.

نقطه تحمل چیست؟ اینکه نسبت به نقطه هایی مثل ترس، نا امیدی ، منیت و ... چقدر من قوی شده ام؟ من در یک شرکتی کار میکردم، بعد از مدتی دیدم که در آنجا خیلی فساد و زیراب زنی و ... رایج است، کمی که گذشت دیدم آدمهای آن شرکت به جای اینکه بیایند بیرون را فتح کنند، می خواهند خودشان را در آن شرکت وسعت عمل دهند. در کنگره ما وسعت عمل نسبت به همدیگر نداریم، ما جای همدیگر را فتح نکردیم، جای همدیگر را از بیرون فتح کردیم. کنگره یک چیزی را از بیرون بدست آورد و آورد در کنگره....

ادامه مطلب را مطالعه فرمایید...

 

ادامه نوشته

تبریک

 تبریک خدمت آقا فرشید و اعضای لژیون

 

به آقا سامان و آقا بهزاد  قبولی در آزمون فنی و جهانبینی کمک راهنمایی را تبریک عرض می نماییم 

 

 همچنین به علی آقا قبولی در آزمون فنی  را تبریک میگوییم