لژیون دوشنبه مورخ92/11/21

به نام قدرت مطلق

لژیون دوشنبه مورخ21/11/92

دستور جلسه:نظم

استاد جلسه:آقای تفرشی

سخنان استاد

در کنگره کسی به دیگری نمیتواند توهین کند چون عملکرد کنگره بسیار قاطعانه و قانونمند میباشد که تا حالا توانسته جواب بگیرد.

بچه های کنگره و و دیگر گروه ها (NGO) را به ام ار ای(MRI) معرفی کردند و تصاویر موادی را که قبلا مصرف میکردند را نشانشان دادند .

بچه های کنگره هیچ عکس العمل مغزی از خود نشان ندادند به طوری که گفتند شما از بیرون ادم اوردید در صورتی که دیگر گروه ها اکثرا یک جا از مغزشان شروع به فعالیت کرد و عکس العمل از خود نشان داد.

دلیل این موضوع فقط به خاطر قاطع بودن کنگره در مسائل است.

در اینجا ما باید تابع قوانین کنگره باشیم تا بتوانیم سطح کنگره را بالا ببریم.

در کنگره همه چیز حساب شده و دقیق است به طوری که خودش کیفیت خودش را کنترل میکند و همین قضیه باید باعث افتخاز من باشد که در چنین سیستمی دارم درمان میشوم. پس هر قانونی که کنگره وضع میکند ما باید تابع ان باشیم.

درمان یعنی اینکه هیچ اثر و رفتاری از ما که مربوط به زمان مصرف موادم بوده در من وجود نداشته باشد و اولین قدم ان نظم است و باید با این قانون کاملا خود را وفق بدیم.

در کل کسی که درست سفر میکند از اول سفرش مشخص میباشد و بعد از 2 ماه منظم امدن تغییر میکند و کاملا مشخص است و برای درمان شدن هیچ بهونه ای در کنگره جایر نیست.

ادامه نوشته

لژیون دوشنبه مورخ 7/11/92

به نام قدرت مطلق

امروز تولد یک سالگی آقای امین حملداری و آقای مروت خدایی را جشن گرفتیم

لژیون دوشنبه مورخ 7/11/92

دستور جلسه:سی دی وظایف رهجو (آقای مهندس دژاکام)

استاد جلسه:آقای تفرشی

من وقتی به کنگره میام در قبال این صندلی مسئول هستم و من اگر اینجا نباشم نفرات دیگری میتوانند بیایند.

وقتی توی یک سیستم قدرتمند هستی باید خودت را وقف کنی.امتحاناتی که گرفته میشود همان وظیفه است در قبال خودمان و ما اگر در اینجا و زندگی کاری را انجام میدهیم , اول برای خودمان باشد تا جسم و روان و جهانبینی به درمان برسد.

وظیفه دیگر رهجو این است که با من راحت باشد و کارهایی را که میگویم باید انجام بدهیدتا به جایگاه خوبی برسیم و باید جوری باشید که شاگرد استاد را به وجد بیاورد  و باید ایمان داشته باشید تا به درمان برسید.

ما نباید بکذاریم که در سفرمان مسائلی که برامون پیش میاید ما را نا امید کند.

ادامه نوشته

لژیون دوشنبه مورخ ۲۳/۱۰/۹۲

به نام قدرت مطلق

لژیون دوشنبه مورخ ۲۳/۱۰/۹۲

دستور جلسه:سی دی تفاوت عمل سالم و عمل به ظاهر نیک

استاد جلسه :محمد نیکخو

رفتارهایی که قبل از انجام دادن ان محاسبه انجام بدهیم و بعد عمل میکنیم  را عمل سالم میگویند.

مثلا میخواهیم پول به کسی قرض بدهی یا برای کسی سند بگذاری باید اول ببینی قدر ان شخص چقدر است و ایا ارزش اینکار را دارد اون شخص یا نه ,بعد ان کار را انجام بدهیم.

ولی اگر بخواهی به هرکسی پول قرض بدهی و یا سند بگذاری و ارزش ان طرف را اندازه گیری نکنی به ان عمل به ظاهر نیک میگویند.

یه موقعی عمل سالم میتونه ناراحت کننده باشد ولی ما برای اینکه به راه راست و یا همان فرمان عقل نزدیک بشویم قبل از انجام هر کاری اون محاسبات را انجام بدهیم .

مثالی که اقای مهندس توی سی دی زدند که یه شخصی امد پیش من و گفت من 2 میلیون پول نیاز دارم به هر دری میزنم نمیتوانم جور کنم و کسی هم به من قرض نمیده و اقای مهندس در جواب گفتند که چون 2 میلیون تومان ارزش نداری شاید صد تومان یا دویست تومان ارزش داشته باشی برو از ده نفر دویست تومان بگیر ولی کسی دو میلیون تومان به تو قرض نمیده.

ادامه نوشته

لژیون دوشنبه مورخ 16/10/92

"به نام قدرت مطلق"

لژیون دوشنبه مورخ 16/10/92

دستور جلسه:سی دی نقض فرمان

استاد :مجید

سی دی نقض فرمان که هفته ی پیش در موردش صحبت کردیم در ابتدا آقای امین در مورد شرک و اختیار صحبت میکند در یکی دیگر از سی دی ها آقای مهندس در مورد     اضداد که در موردش صحبت میکند که همین باعث میشود انسان ها وارد جهنم شوند و وقتی بیرون می آیند باید معنی آنرا درک کنند. در هر مسئله ای باید عمق آنرا تجربه کنیم (تاریکی ها)تا بتوانیم به سمت روشنایی ها حرکت کنیم. باید معنی محبت را درک کنیم تا بتوانیم روی دیگران تاثیر بگذاریم.

 من در زمان اعتیادم قبل از اینکه مصرف کننده بشوم یکسری مشکلات داشتم و همین باعث شد وارد دنیای اعتیاد شوم.من تا اواخر مصرفم با خود میگفتم من مقصر نیستم و دیگران باعث ورود من به دنیای اعتیاد شده اند. ولی در کنگره یاد گرفتم که من خودم مسئول بیماری اعتیادم بودم .

ادامه نوشته

لژیون دوشنبه مورخ 09/10/92

"به نام قدرت مطلق"

لژیون دوشنبه مورخ 09/10/92

دستور جلسه:CD نقض فرمان (آقای امین دژاکام)

استاد جلسه :مجید

سخنان استاد:

اقا امین درمورد ادم و حوا صحبت میکند و در مورد اشتباهی که مرتکب می شوند و بقیه ی انسانها باید تقاص ان را بپردازند.

وقتی کسی اشتباهی می کند فقط خودش باید جوابگو باشد و این طور نیست که حضرت ادم یه اشتباهی کرده باشد و ما تقاص ان را بدهیم .

وقتی انسانی قدم در راه منفی می گذارد نیروهای منفی به ان کمک می کنند من در زمان مصرفم همیشه جنس داشتم و لنگ جنس نبودم چون نیروهای منفی به کمکم می امدند و وقتی میخوای قدم در راه مثبت بگذاری نیروهای منفی جلو راهتو میگیرند اگر بخواهیم به اینده ای روشن برسیم باید از خیلی چیزها بگذریم.

هیچ مصرف کننده ای نیست که بعد از دوسال از مصرف خود لذت ببرد ولی وقتی رها میشوی و از مواد دل بکنی به یکسری لذت های خاص میرسی.

در کنگره در مورد مسائلی صحبت می شود که فقط برای درمان اعتیاد نیست بلکه راه درست زندگی کردن میباشد.

ادامه نوشته

لژیون دوشتبه مورخ 02/10/92

"به نام قدرت مطلق"

 

لژیون دوشنبه مورخ  02/10/92

دستور جلسه:شکل گیری نیروها

استاد جلسه:امین

سخنان استاد:

هر بار که CD ها رو گوش می دهم برداشتم نسبت به سری قبل کهCD  را گوش کردم فرق می کند چون در این فاصله من تجربه هایی را کسب میکنم که نسبت به این تجربه ها درک من از CD بهتر میشود.

تاریکی از خلقت انسان اغاز شد و زمانی من در تاریکی فرو میروم که نیرو های در اختیار من ازم گرفته شود و زمانی که نیروها از من کم کم گرفته شد نا امیدی به سراغ ادم میاد و دیگه از هیچ چیزی لذت نمیبری و احساس میکنی در جبر داری زندگی می کنی .

من خودم سن نوزده سالگی احساس پیری میکردم و حس و توان انجام کارهایم رو نداشتم در واقع نیرو ها از من گرفته نشده بود بلکه در جایی ضبط شده بودند و یا کامل در اختیار من نبودند و من بیشتر این نیرو ها رو نمیدانستم که دارم تا زمانی که به دستشان اوردم .

من در مشارکت کردن مشکل داشتم اگر حالم خوب بود مشارکت می کردم واگرنه حالم خوب نبود به سختی مشارکت می کردم  و کلا به سطح انرژی من بستگی داشت چون نیروهایم کامل در اختیار من نبودند ولی اگر انسانی نیروهایش کامل در اختیارش باشد دیگه به سطح انرژی ان شخص بستگی ندارد.

ادامه نوشته

لژیون روز دوشنبه مورخ25/09/92

"به نام قدرت مطلق"

لژیون روز دوشنبه مورخ 25/09/92

دستور جلسه:شکل گیری نیروها

استاد جلسه: علی صادقی


 

علی صادقی:

امین آقا درCD در مورد امتحان دادن صحبت کرده بود که کسی که مطالعه کرده باشد تمام سوالات از متن کتاب است و اگر مطالعه نداشته باشی استرس داری البته استرس کم مفید است ولی استرس زیاد مخرب میباشد و در مورد اختیاری که به انسان داده شدکه هم مثبت دارد و هم منفی .هدف نیروهای بازدارنده این است که حق انتخاب را از من بگیرد مثل محبت, ایمان و ....و وقتی این نیروها از من گرفته شود از بین نمی رود و در یکجای دیگر ضبط می شود و من در زمان مصرفم وقتی با یکی قرار داشتم اصلا اهمیت نمی دادم چه کسی است که من دارم در خونه باهش قرار می گذارم و هیچ حسی به خانواده ام نداشتم و حرمت خانه را شکسته بودم و نیرو های بازدارنده شخصیت را از من میگیرد و کمک کنگره به من این بود که اول حساب منو با خودم صفر کردو با آموزش هایی که گرفتم شروع کردم به پس گرفتن نیروهایی که از من گرفته شده بود.

 

 

ادامه نوشته

لژیون دوشنبه مورخ 19/09/92 اکادمی

                                                 به نام قدرت مطلق

 

لژیون دوشنبه مورخ  ۱۸/۰۹/۹۲

 دستور جلسه:سی دی بخشش (استاد امین دژاکام)

 استاد جلسه: امین

 من اولین سی دی که از آقا امین گوش کردم همین سی  دی بود .آن موقع خیلی مشکلات فکری داشتم و از خود آقا امین دژاکام در مورد مشکلاتم سوال می کردم می گفتند که باید تزکیه کنی و همیشه پیش خودم می گفتم یعنی چه؟ گفتند که فعلآ سی دی بخشش و احترام را گوش کن.

قسمت اول سی دی که می گفت حس های بد وجود دارند که یه زمانی آدم فکر می کند من از یکی خوشم می آمده ولی دیگه الان خوشم نمیاد، یا بدم می‌آمده و دیگر با او مشکلی ندارم. یا حس بدی که من به خاطر مشکلاتم نسبت به خانواده و اطرافیان داشتم و این حالت تکرار شونده را داشت. من به شدت از سیگار بدم می امد و یا از ادم های مافیایی خوشم می امد و این نشان دهنده ی این بود که این صفات در درون خود من هم وجود داشت. اگر مسئله ای را اول قضاوت کردم، بدون اینکه حس بدی نسبت به آن داشته باشم، معلوم میشود که من با این مسئله حسابم صفر است و اگر حس بدی وجود داشت یعنی من در درون خودم هرچند ناآگاهانه آن صفت را به همراه دارم، وقتی این حس را داشتم باید بتوانم ببخشم .

ادامه نوشته

خلاصه ی سی دی بخشش استاد امین دژاکام

                                    به نام قدرت مطلق

گاهی اوقات یک حس حالت تکرار شونده پیدا می کند و دائما تکرار می شود و هیچ وقت تمام نمی شود و به صفر نمی رسد.ممکن است به حداقل برسد ولی دوباره بعد از یکسری مسائل و اتفاقات آن حس زنده می شود و همانند امواج بالا و پایین می رود و اینگونه حسها انسان را بالا و پایین می برد. اگر این حس خوب باشد تخریب چندانی ندارد ولی می تواند در انسان حالت رکود بوجود آورد و مانع از انجام کار روزمره شود همانند فردی که به فرد دیگری علاقه مند می شود و تمامی فکر و ذهنش به سمت این علاقه می رود و فرد را ز کارهای دیگر باز می دارد. اما وقتی این حس منفی می شود دیگر فقط اتلاف وقت نیست بلکه مسیر انسان را عوض می کند و به یک مرحله دیگری پرتاب می کند.

 

ادامه نوشته

لژیون دوشنه با دستور جلسه احساس همسفر

          به نام یزدان پاک


لژیون روز دوشنبه مورخ 11/09/92                                                                                                                                    دستور جلسه: احساس همسفر

آقای تفرشی:

بعضی از چیزها مثال نمی خواهد و اگر بیشتر از ان گفته شود دیگه ارزشی ندارد و وقتی من لژیون را خانواده خود نمی دانم مطمئنا در خانواده هم به مشکل می خورم و وقتی در کنگره خدمت نمی کنم قطعا در خانه هم کاری انجام نمیدهم وقتی در کنگره حضور نداشته باشی از حرف ها و اتفاقاتی که در کنگره اتفاق میافتد خبر نداری و اگر پایه ها رعایت نشود ضربه می خوری و اگر نیت شخص فقط برای درمان خود باشد هیچ معضلی او را از کاری که می کند بر نمی گرداند و بودن من در کنگره فقط برای خودم باشد.

وقتی همسفر من در دوران تخریب در کنار من بوده من باید در زمان سفر جبران کنم من نمی توانم به همسفرم آموزش بدهم فقط با آرامش به سفرم می توانم ادامه دهم .

آموزش های کنگره همه از روی محبت بوده و اگرشمشیر ما جنگ باشد هیچ وقت نمی توانیم به آرامش برسیم و اگر محبتی که کنگره به ما یاد داد در زندگی بکار ببریم به زندگی ایده ال خواهیم رسید.


ادامه نوشته

آزمون جهانبینی

                                            به نام ایزد پاک                            

قابل توجه مسافران لژیون آقای تفرشی:

در روز یکشنبه مورخ ۹۲/۰۹/۱۰ساعت ۱۵:۳۰ در پارک طالقانی آزمون جهانبینی ۱ برگزار خواهد شد .

توجه:شرکت در آزمون الزامی و کتبی میباشد

لژیون دوشنبه دستور جلسه شکر گزاری OT

به نام  یزدان پاک

        

 

لژیون دوشنبه ۰۴/۰۹/۹۲

استاد جلسه اقای تفرشی:

خیلی وقت ها من فکر نمیکنم چه اتفاقاتی میافتد. یه بار در سفر اول که بودم گفتم فلان کارو من انجام میدم و بعد از مدتی برام کاری پیش امد رفتم و گفتم ببخشید من نمیتونم. و وقت انجام این کارو ندارم  اون روز من فقط خودم رو میدیدم ما باید ببینیم که توی OT چه کسانی دارن زحمت میکشند وباید از انها تشکر کرد من باید ببینم کجا دارم میرم شربت بگیرم و به آن کسی که از طرف کنگره آنجاست ببینم کی هست بعد یه پاکت برداریم یه نوشته و یه مقدار پول داخل آن بگذاریم و این طوری از انها تشکر کنیم.

ادامه نوشته

هفتمین سالگرد رهائی راهنمای خوبمان آقای فرشید تفرشی را تبریک می گوئیم .


هفتمین سالگرد رهایی مسافر فرشید تفرشی
مصرف من در خوابگاه دانشجوی از مشروب شروع شد و به حشیش و ...،و بعد با شیشه اشنا شدم.

روز دوشنبه مورخ 1392/08/13؛ چهاردهمین جلسه از دوره پنجاه و سوم سری کارگاه های آموزشی عمومی کنگره 60، با دستور جلسه " تجربه من از روشهای ترک اعتیادو متد D.S.T و بهترین راه " به استادی راهنمای عزیز آقای رضا ترابخانی، نگهبانی آقای مجید خسروپور و دبیری آقای محمد اعلایی راس ساعت 16:45 آغاز به کار نمود.

در ضمن هفتمین سال رهایی کمک راهنمای عزیز آقای فرشید تفرشی (رهجوی آقای رضا ترابخانی ) را با شور و عشق فراوان جشن گرفتیم.

خلاصه سخنان استاد:برای مقایسه روشها ی ترک اعتیاد در گذشته که بسیار تلخ و سخت بود با متد D.S.T  و یافتن بهترین راه؛همین طور که در نوشتارهای ما هم آمده بهترین راه کوتاه ترین راه نیست.

من خودم وقتی وارد کنگره شدم؛3نوع ترک داشتم؛که شرایط سختی و احساس نا خوشایندی داشت ؛تفکرم این بود که توسط دارو باید این کار را انجام بدهم؛ولی فکرش را نمی کردم که در کنگره در کنار  درمان با صحبت کردن ؛می توان درمان را کامل کرد،منظور از درمان یعنی بعد از قع مواد دیگر مشکل جسمی نداشته باشیم؛و در صور پنهان هم به تعادل و آرامش نزدیک شده باشیم.

من نمی خواهم بگویم که متد D.S.T و  روشهای که در کنگره اجرا می شود  راحت است نه اینطور نیست ؛بلکه سخت هم می باشد،ولی اگر ما بداتیم که سختی برای ساختن است و برای خودمان هدفی داریم؛و رسیدن به این هدف هم سخت است ؛ولی با این تفکر سختیهایش هم برای ما راحت می شود و با رسیدن به هدف درک می کنیم که چه کار بزرگی انجام داده ایم.

اما در مورد فرشید عزیز:آقای فرشید تفرشی یکی از خدمتگذارها در کنگره60 می باشد ،با خلق و خو و اخلاق خاص خودش و باوری که به کنگره و دوستان در کنگره دارد باعث شد ؛که در امتحان کمک راهنمای شرکت کند و قبول شود،و باورهای خودش را به رهجوهای که دارد انتقال دهد؛تل آنان نیز طعم شیرین زندگی را بچشند.

ایشان در گروه تیر اندازی با کمان کنگره60 می باشد ؛در هفته یک روز به اهواز می رود و در شهبه اهواز خدمت می کند ،و توانسته طوری برای زندگی خودش برنامه ریزی کند که هم به درس و زندگی خودش برسد و هم در کنگره 60 خدمت کند؛این کار یک برنامه ریزی دقیق میخواهد که از روی عشق و علاقه باشد.

پیام تولد 7 سال رهایی آقای فرشید تفرشی:

اعلام سفر آقای فرشید تفرشی:

آنتی ایکس مصرفی :شیشه و حشیش،سفر اول 9ماه و 9 روز ،روش درمان D.S.T داروی درمان OPIOM ،راهنما آقای رضا ترابخانی ،رشته ورزشی تیر و کمان،آزادی 7سال و 3 ماه.

اعلام سفر سیگار آقای فرشید تفرشی:

انتی ایکس مصرفی سیگار ESSI  آبی ،11 ماه و 26 روز سفر اول ،روش درمان D.S.T ،داروی درمان نیکوتین خوراکی ،راهنما آقای مهندس دژاکام ، رهایی از سیگار 6 ماه.

آرزوی آقای فرشید تفرشی:آرزو می کنم تمام کسانی که در این سالن و کل نمایندگی های کنگره60 هستند به استادانی چیره دست برای این سپاه تبدیل شوند .

صحبت های آقای فرشید تفرشی:در این هفته خیلی فکر می کردم؛که وقتی در این جایگاه قرار گرفتم از چی صحبت کنم،از قبل از آمدن به کنگره و آن زمان که مصرف کننده شدم،شاید از مواد مخدر خیلی بدم می آمد؛همیشه با یک نگاه خاص به این مسئله نگاه می کردم.

زمانی که کلاس کنکور می رفتم؛می دیدم که همسن و سالهای من سیگار می کشند،یکی آمد و به من گفت آفرین بر تو که سیگار نمی کشی؛من فردای آن روز رفتم سیگار خریدم و کشیدم؛و به آرامی به مواد مخدر روی آوردم،مصرف من در خوابگاه دانشجوی از   مشروب شروع شد و به حشیش و ...،و بعد با شیشه اشنا شدم.

در آن زمان روزنه تخریب در خانواده من سرعت گرفت ؛که نه منطق داشتم،نه دیدگاهی،در جمعی که خیلی رسمی بود ؛رفتارهای عجیب و غریب از من سر می زد.

در خانه ما بعد از دو،سه ،سال مصرف من همیشه دعوا بود و صبح که می شد همه می رفتند سر کار و من می رفتم دنبال مواد و مصرف آن .

من برای درمان  هر راهی را  رفتم ولی بی نتیجه ، که بعد از مدتی با کنگره60 آشنا شدم؛تک،تک چیزهای که فکرش را می کردم در این مکان برایم اتفاق افتاد؛با مراحل آموزشی اینجا آشنا شدم که این آموزشها در هیچ جا ی دیگری نبود؛و تمام اینها لطف خداوند بود.

من از تمام کسانی که در راه درمان مرا یاری کردنند سپاس گذارم،از همسفرم؛خواهرم ؛از بچه های لژیون خودم از بچه های نمایندگی اهواز از راهنمای عزیزم آقای ترابخانی و در راس از آقای مهندس صمیمانه تشکر و قدر دانی می کنم.

منبع : وبلاگ نمایندگی آکادمی


 

خوی وحشی

به نام خدا


دوشنبه 15/7/92 لژیون اقای فرشید تفرشی

 استاد جلسه آقا فرشید:

خوی وحشی ااصلاح پذیری را میگویند یعنی این میوه  اگر بخواهد اصلاح شود باید یکسری تغییرات انجام بپذیرد و ما نباید در را روی اموزشها ببندیم و باید تغییرات را انجام بدهیم .انرژی خود را در جاهای دیگر به هدر میدهیم و هنگام اموزش میگوید ذهن من خسته است و ما در هنگام اموزش باید انرژی هم بگیریم .در زندگی هر چیز حیطه ای دارد .

وقتی در لژیون نشسته ایم باید فقط به فکر اموزش گرفتن باشیم و وقتی این حیطه ها در زندگی با هم قاطی میشودزندگی به هم میریزد .مانند کسی که اینجا نشسته و فکرش در جای دیگری و کار دیگری است و یا در درس خواندن ولی به فکر جای دیگر ویا کسی دیگر است و این باعث میشود نتواند در زمینه خاص انرژی بگیرد و  یا جایی انرژی بگذارد و در کل مدیریت انرژی کند .

وقتی یکنفر در کنگره میگوید مشکل دارد این مشکلات را همه اعضای کنگره حس کرده اند ما افکار خود را اینقدر مشغول کرده ایم که نمی توانیم انرژی لازم را از اموزشها بگیریم.و وقتی نتوانیم خوب اموزش بگیریم در رفتار و عمل خود تغییری حاصل نمیکنیم و  اصلاح نمیشویم.

ابولفضل:درختان در جنگل ممکن است محصول بدهند ولی این محصول نتواند کاربرد ومفید برای بقیه باشد .اگر افکار و اخلاق من در چهار چوب درست که همان اموزش است باشد میتوانم برای خود و بقیه به بهترین شکل ممکن باشم .

حمید کاشی : من همیشه دنبال ایراد دیگران بودم دددصورتی که خود دنیای ایراد بودم .وقتی به کنگره امدم به مرور متوجه این شدم .من در اوائل سفر به ظاهر حرف راهنما را گوش میکردم ولی درون من خوی وحشی بود و از هر حرفی به هم میریختم و به من بر میخورد.

مرتضی:اسیب زدن فقط با ضربه زدن نیست بلکه یک حرف نادرست هم میتواند اسیب باشد انسان میتواند خوی خود را کنترل کند و این با اموزش صحیح در کنگره امکانپذیر است.

محسن موسوی:زمانی که من مصرف کننده بود م همانند درختان وحشی هیچ یک از اعمالم رو ی اصول نبود و بدون تفکر زندگی میکردم و زنگی اشفته و به هم ریخته داشتم .کنگره برای من یک باغبان بود ...حضور نامنظم در لژیون مرا از اموزش ها دور نگه داشته بود .


تولد سامان و علی عزیز؛ 14 اسفند 91

به نام خداوند بخشنده و مهربان

روز دوشنبه مورخ   91/12/14هفتمین جلسه از دوره پنجاهم  کارگاههای آموزشی عمومی کنگره 60 نمایندگی آکادمی با نگهبانی آقای ابراهیم و دبیری علیرضا و با استادی آقای رضا ترابخانی با دستور جلسه "فضولی و آسایش" برگزار گردید ، در ضمن جشن اولین سال رهایی آقایان سامان و علی عزیز  از رهجویان آقای فرشید تفرشی با شور فراوان برگزار گردید.

 

خلاصه سخنان استاد در مورد علی و سامان:

در کنگره رسم بر این است که تولد هر رهجو را راهنمای آن فرد به عنوان استاد جلسه حضور پیدا می کنند.

اما چون آقای فرشید تفرشی در ماموریت کاری از سوی کنگره هستند امروز من در خدمت شما هستم.

درخصوص این دو عزیز نیز من به نوبه خودم به هر دو این عزیزان تبریک گفته و آرزوی حضور درجایگاه های بالاتر را برایشان دارم.

                  

پیام تولد سامان وعلی عزیز:

اعلام سفرسامان عزیز:

سلام دوستان سامان هستم یک مسافر: آنتی ایکس مصرفی شیشه کراک و قرص ، 12 ماه 6 روز طول سفر اول آزادی یکسال و نه ماه.

                    


اعلام سفر علی عزیز:

آخرین آنتی ایکس مصرفی یک و نیم گرم اپیوم مدت سفر اول 15 ماه و 24 روز آزادی یکسال و 15 روز.

                    

 

      

                                        با رسیدن آقای تفرشی،

                     شیرینی جشن تولد برای علی و سامان کامل شد

      

      

برای دیدن سایر عکسها ادامه مطلب را مشاهده فرمایید...


 

ادامه نوشته

فرق نگاه معتاد و مسافر

                                                               به نام خدا

خلاصه سخنان آقاي تفرشي و اعضاي لژيون، دوشنبه ۲۳ بهمن ماه

آقا فرشيد : من بارها ترک کردم و هر دفعه بعد از ترک موادم کنار رفته بود ولی می دیدم که یکسره اعصابم خورد است ،از درون کاملا بهم ریختم ، با خودم میگفتم خوب حالا که موادم کنار رفته پس چرا هیچی عوض نشده، چرا بازهم زندگی ام بهم ریخته و نا منظم است ، حالا که ترک کردم ، خوب چی شد !  قراره چی بشه ! آیا الان دیگر زندگی ام درست میشود آیا قیافه ام مثل روز اول میشود...!!؟

درست مثل این بود که با یک ماشین وسط کویر گیر کرده باشی و نه  بدانی کجایی ، نه بدانی کجا باید بروی ، از کدام طرف باید بروی نه مبدا من مشخص بود و نه مقصدم.اصلا وقتی مبدا وجود نداشته باشد مسیری مشخص نمیشود که بخواهیم برویم.

               

مبدا سفر ما کجاست؟! مبدا  سفر ما همان بازسازی غدد شبه افیونی است که باید دوباره شروع به ترشح خودش بکند و مواد شبه افیونی  طبیعی  و مورد نیاز  بدن ما را تامین بکند. مبدا سفر ما همین است که برنامه میگیریم و میدانیم که بعد اولین برنامه دوباره برنامه جدیدی را قراراست بگیریم. مثلا از بین تصاویر مبدا وقتی اولین تصویر را می بینیم بعد از طی کردن مقداری از سفر دوباره تصویر و همین طور تصاویر بعدی را می بینیم. ما میدانیم اگر مشکلات متعددی تو زندگیمان داریم و مشکلاتمان حل نشده یا حل نمیشه کسی هست که بتواند راهنماییمان کند ، و راهمان را به ما نشان بدهد . مبدا سفر اونجایی است که ما متوجه میشویم مقصر خودمانیم و بس .ما با افکار اشتباهمان  دوستانمان یا که پدر و مادر یا حتی خداوند را مقصر میدانستیم .

بطور مثال ، خود من  بعد از یک هفته متوجه میشدم که باید امروز فلان کار را انجام میدادم و چون از یادم رفته بود و انجام نداده بودمش ، با عصبانیت و طلبکاری  پدر و مادرم را مقصر میدانستم که چرا به من نگفتید یا اینکه یادم نینداختید . فکر میکردم که مادرم هم باید لباسم را بشوید ،هم باید برای من غذا درست کند، و از یک طرف هم باید به فکر برنامه های من باشد و شب که از در میرسم باید یک قابلمه غذای آماده جلویم بگذارد ، و مواظب باشد توی برنامه های من چیزی از قلم نیافتد... فکر میکردم که اینها همه وظیفه پدر و مادر من هست .اگر یک روز می خواستم صبح زود بیدار بشوم  و خواب میماندم ، داد و بیداد راه می انداختم که چرا من را بیدار نکردید و ازهمه طلبکار بودم.

ادامه مطلب را مطالعه فرماييد...

ادامه نوشته

انتقال صفات

به نام خداوند بخشنده و مهربان

گوشه ای از سخنان آقای تفرشی؛ جلسه دوشنبه ۱۶ بهمن ماه

ما اینجا آمده ایم که خودمکان را بهتر کنیم، یک سری تغییرات بکنیم و خودمان را بهتر بشناسیم. ما کسانی که اینجا نشسته ایم هر موقع کارمان را درست انجام داده باشیم توانسته ایم با بچه های کنگره، با این مکان و با لژیون ارتباط برقرار کنیم، کل لذتی که اینجا به ما میدهد بخاطر این است که حرکت میکنیم. کسی که لذتش بیشتر نمیشود بخاطر این است که حرکت نمی کند.

بهترین اتفاقات برای آدم بیفتد اما سوالی در ذهن آدم باشد که بیاید و برود و نتواند جوابی برای آن پیدا کند، اشکالی در رفتار آدم باشد که نتواند با شخصی ارتباط برقرار کند، یک جایی نتوانیم صحبت کنیم، وقتی فکرمان در همان سوال است، وقتی جواب آن اشکال را میفهمیم بهترین لذت دنیا آن موقع است، اگر نه بهترین چیزها را هم داشته باشیم فایده ندارد. یک موضوع خیلی ساده مانند مرگ شاید برای خیلی هایمان گنگ باشد، شاید خیلی ختم ها هم رفته باشیم اما اگر عزیز از ما از دست برود دیگر ندانیم چه کار کنیم. اما در کتاب ۶۰ درجه نوشته که در قرآن به مرگ توفی گفته میشود، یعنی تحویل گرفتن، یعنی یک آدم را با همه خصوصیاتش تحویل میگیرند، اما این را کسانی متوجه میشوند که خودشان کاوشگر باشند. همین قضیه چقدر در روحیه و آیندمان تاثیر دارد.

ما برای فهمیدن خیلی از مسائلمان اینجا هستیم، چه کسی به نام فرشید باشد یا نباشد، ما یک چیزی باید داشته باشیم به نام عرق لژیون یعنی اینکه هر کدام خود را پرچمدار لژیون بدانیم، کسانی که اینجا مینشینند باید حس مسئولیت داشته باشند.

من تا مشارکت نکنم دلیل مصرف نکردن مواد را نمی فهمم، اگر من هنوز با مواد در ذهنم درگیری دارم برای این است که ذهنم جمع و جور نیست، ذهن من در جلسه جمع و جور میشود.

خیلی از مواقع من میگویم خوبم، اما خیلی بهتر از این باید باشم، در پیام سفر اول میگوییم بند عشقی است که بین تو و قدرت مطلق برقرار میگردد، در قرآن هم میگوید آنها که از هم در کار درست سیقت میگیرند نزدیک میشوند، نزدیک به چه چیزی؟ به حال خوش، به رهایی، به آن حال خوبی که میخواهیم در زندگی به دست بیاوریم.

خیلی از مواقع ما هدفمان را دست پایین میگیریم، هدفم را رهایی میگیرم، در همان حد هم نصیبم میشود، باید هدفمان را آنقدر دست بالا بگیریم که اگر به بغل دستی خود بگوییم خنده اش بگیرد، یک موقع آدم باید خودش را بالا بگیرد، وقتی هدفش را بالا بگیرد خودش بالا رفته است.

من تا خودم را باور نداشته باشم اتفاقی نمی افتد، باید ذهنم را قبول داشته باشم، یعنی مثلا بدانم میتوانم این کتاب را بخوانم و اجرا کنم، خیلی از مواقع ما در خوبی ها خودمان را باور نداریم. باید خودم را خوب بشناسم، خیلی از مواقع من فکر میکنم خیلی خراب کاری کرده ام اما اگر واقعیت خود را ببینم متوجه میشوم که خیلی کارهای خیر هم  انجام داده ام. این صحبت ها را راجع به آن باید فکر کرده و اجرا کنیم.

فرمان عقل

به نام خداوند بخشنده و مهربان

گوشه ای از سخنان اعضای لژیون؛ جلسه دوشنبه 2 بهمن ماه

امیر موذنی: یک سری قوانین وجود دارند که برای انسانهای مختلف ثابت هستند و باید رعایت کنند. مثل قوانین راهنمایی رانندگی. هر کدام از ما مسایل را از نگاه خود درست می گوییم؛ اما جایگاههای ما فرق میکند، دید و نگاه پدر مادر و فرزند خانواده با هم فرق میکند. هیچکدام از حرفها همدیگر را نقض نمیکند، جایگاه ما دید و تفکر ما را عوض میکند. اما مهم است که ما هشیار باشیم، هرکدام از ما یک وظیفه ای داریم، این هشیاری در هر جایگاهی چطور اتفاق می افتد؟ من عقل داشتم اما در جایگاه خود هشیار نبودم، این مهم است که من ببینم در چه جایگاهی قرار دارم و هشیار باشم که ببینم وظیفه من چیست؟ وقتی هم دسترسی من به عقل کم است باید مشورت کنم، که در درجه اول با مرجع خود که راهنمای من است باید مشورت کنم. خیلی مهم است که من عمل درست را به جا و درست انجام دهم.

مروت خدایی : من همیشه معتقد بودم که مصرف کننده عقل ندارد، روز اول که در کنگره نشستم وادی ها را که خواندم به وادی ششم که رسیدم گفتم که این شامل من نمی شود، سعی من در آن اوایل این بود که تنها مدتی اینجا در جلسات باشم تا 11 ماه تمام بشود و رهایی بگیرم؛ اما به مرور که جلوتر آمدم تازه متوجه شدم صورت مساله اعتیاد چه چیز است، آقای مهندس میگویند اعتیاد به قدری قوی است که باید استاد شویم تا آن را بشناسیم. در کنگره به من گفتند که عقل یک خوراک دارد که دانایی است و من باید دانایی خود را تا آنجا که میتوانم بالا ببرم.

حمید باقر زاده: من وقتی به کنگره آمده بودم روی عقل خیلی حساس شده بودم، نفس یک سری خواسته هایی دارد اما من سوالم این بود که چرا اکثر خواسته های من نا معقول هستند؟ به خاطر اینکه من در نفس اماره بودم و این مرحله از  نفس دنبال راحتی و چیزهای لذت بخش است، برای چیزهای خوب باید زحمت کشید. وقتی عقل میخواهد پیروز میشود، نفس اماره من مهره های چیده شده توسط عقل را بهم میزند.

علی حسینی زاده: به نظر من در موضوع فرمان عقل یکی تشخیص فرمان عقل است و دیگری به کار بردن و اجرای آن. وقتی فرماندهی حکمی را می خواهد اجرا کند، چه چیز آن را اجرا میکند؟ وقتی فرماندهی حکمی را صادر کند آن نیروهای تحت فرماندهی آن را باید اجرا کنند، نیروی عقل هم دانایی است، مثلث دانایی هم تفکر و تجربه و آموزش می باشد. اگر به موقع این فرایند شکل نگیرد دانایی ما به دانایی موثر تبدیل نمی شود و توان انجام کارهایی را که درستی آن را تشخیص میدهیم نداریم.

 

ادامه مثلث شخصیت

به نام خداوند بخشنده و مهربان

خلاصه سخنان آقای تفرشی، جلسه دوشنبه ۲۵ دی ماه

یکی از مهمترین کارهای آدم این است که معلم است، یا راه تاریکی را یاد میدهد یا راه روشنایی را، یا همه را به روشنایی و خوبی دعوت میکند یا همه را به قهر و تاریکی دعوت میکند، یا بوی محبت را در جمعی می آورد یا بوی خشم و کینه و بد بینی، یا وصل ها را انجام میدهد یا بین آدمها را به هم میزند، یا یک سیستمی را درست میکند یا یک سیستم را خراب میکند، ما تا حالا معلم خوبی نبوده ایم، حالا میخواهیم یاد بگیریم که معلم خوبی باشیم.

جلسه پیش صحبت از حرمتها بود؛ ما اگر حرمتها را رعایت نکنیم چه می شود؟ مثلا بگوییم که من یکسال است به کنگره می آیم چه  عیبی دارد شماره همدیگر را بگیریم؟ یا مثلا یک جایی به همدیگر شربت بدهیم، چه میشود که یک شب تا 5 صبح بیدار بمانیم،... اما الان میگوییم اشکال ندارد، غافل از اینکه دانه دانه همین تصمیم ها است که ما را میسازد. یک تصمیم اشتباه میگیریم پایه ای میشود برای اشتباه بعدی، سعی کنیم اول برای خودمان معلم خوبی باشیم؛ من اگر برای خودم معلم خوبی باشم و حواسم به کاری که خودم میکنم باشد، حرفهایی را که خودم میزنم اجرا کنم، آنوقت حرفهای من میتواند روی دیگران هم اثر داشته باشد. اما همینکه میگویم این دفعه را بی خیال یعنی برای نفس خودم معلم خوبی نیستم.

تربیت نفس یعنی چه؟ نفس باید تربیت شود، یعنی اینجا برنامه را به ما میدهند، میگویند صبح ، ظهر و شب باید اینقدر جیره خود را استفاده کنی، وادی پنجم هم میگوید خود داری، از یک تلفن جواب دادن، از یک جایی رفتن ... وادی اول میگوید القا احیا تحرک، یعنی جایی باش که القای مثبت وجود دارد، یعنی در کنار بچه های کنگره باش. من هستم که میتوانم نفسم را تربیت کنم. در سی دی مثلث شخصیت از یک چک سفید امضا صحبت میکند که به قاضی میدهند تا فریب نخورد و به اشتباه نیفتد، آیا در کنگره یک چک سفید امضا به قاضی که عقل باشد ندادند؟ چرا که داده اند، چک سفید امضا همان داروی مسافر است.

گاهی یکنفر میگوید ببخشید که من هفته قبل نتوانستم بیایم، مگر در حق من ظلم کرده ای؟ اما آیا خودت میتوانی خودت را ببخشی؟ مگر کسی که خارج از برنامه مواد مصرف میکند در حق من ظلم کرده است؟ خودش هست و خودش. همه چیز در کنگره گفته شده است، غذای نفس من هم داده شده است، اگر من در جلسات باشم میتوانم نتیجه بگیرم، البته نه اینکه باشم و نباشم، بعضی اوقات من در کنگره حضور دارم اما واقعا اینجا نیستم، گاهی خیلی هم مرتب هستم اما نیستم. یک موقعی من حضور دارم اما به عنوان تماشاچی، اگر واقعا یک نفر این کار را که در جلسات باشد از ساعت ۵/۴ انجام دهد، با مواد هیچ مشکلی ندارد، اما به یک نفر گفتند بچه ات را نصیحت کن، گفت اگر او را دیدم حتما اینکار را میکنم. در کنگره همه خطاها، راههای انحرافی ، همه را دارد به ما میگوید، اگر من باشم متوجه میشوم، اگر نباشم از همانجا ضربه میخورم.

ادامه مطلب را مطالعه فرمایید...

ادامه نوشته

ادامه مثلث شخصیت

به نام خداوند بخشنده و مهربان

گوشه ای از سخنان آقای تفرشی؛ جلسه دوشنبه ۱۸/۱۰/۹۱

خیلی وقتها خیلی از چیزهایی که میخواهیم دم دستمان است اما شاید راه بسیار طولانی نیاز باشد تا من متوجه آن بشوم، درک خیلی از مطالب بستگی دارد به اینکه چقدر چشم و گوش من باز باشد و چقدر زمینه آن را در خودم فراهم کرده ام تا صحبت ها را متوجه بشوم.

خیلی از مشکلاتی که روزمره با آن برخورد میکنیم و برایمان بزرگ جلوه میکند، نیاز به راه حلی دارد. برای اینکه مساله ای را حل کنیم باید به اندازه کافی رشد کنیم و بزرگ شویم؛ مواد مخدر کوچک نشده است، ما بزرگ شده ایم.

شخصیت نشان همان فرمان عقل است. ممکن است یکنفر در خیلی از مسایل بالا باشد اما در یک مساله ای ضربه میخورد و همه چیزش را از بین میبرد. مثلا ممکن است یکنفر از نظر مالی و تحصیلی خیلی بالا باشد اما وقتی مصرف کننده مواد میشود، همیشه ترس دارد که یک روز یک نفر به او حرفی بزند، همیشه ترس دارد که یکروز اگر خمار شود چه کند، اگر مواد پیدا نکند چه کار کند، اگر یک روز بخواهند جایی از او آزمایش بگیرند چه میشود، یا خیلی از این افکار...؟!

شخصیت وقتی آسیب میبیند باعث میشود آدم لذت نبرد، چنین شخصی یا آدمی است که خود را قیاس میکند، یا در حال ترس است یا ... برای مثال کسی که میگوید عید هم عید های قدیم قطعا شخصیتش آسیب دیده است، کسی هم که تا به او حرفی میزنند بهم میریزد همینطور، اگر من احساس گناه نداشته باشم میگویم من هر کاری که باید بکنم انجام داده ام، نیازمند احترام کسی نیستم. در سی دی میگوید که وقتی آدم بهم میریزد برای این است که دست میگذارند روی زخم، باید زخم را ترمیم کرد؛ اگر زخم خوب بشود هزار مشت هم که بزنند دردت نمی آید. مثل اینکه یک مسافر به خانه میرود به او میگویند زیر چشمهایت گود رفته، اگر واقعا مسافر باشد به او بر نمی خورد، اگر شخصیت درست باشد به آدم دشنام هم بدهند به او بر نمیخورد. شاید قبلا اگر کسی چیزی به من میگفت به من برمیخورد، اما الان یکسال است که به کنگره می ایم، آیا تفکر پارسال من با امسال یکی است؟ آیا مسایل را همانطور مثل زمان اعتیاد میخواهم حل کنم یا روی آن تفکر میکنم؟ یا اینکه همین زمانی را هم که به کنگره آمده ام میگذارم پای کسوتم؟ آیا دنبال تعداد سالی هستم که به کنگره می ایم یا دنبال پله هایی که گذرانده ام یا دنبال این هستم که قدرت برای خود جمع کنم؟

ادامه مطلب را مطالعه بفرمایید....

ادامه نوشته