ادامه مثلث شخصیت
ما ممکن است از نظر تحصیلات، جایگاه اجتماعی، پول و ... تفاوت داشته باشیم، اما اینجا که می آییم همه انسان هستیم، نباید بگوییم سنم خیلی بالا است، نه بگوییم سنم خیلی پایین است، نه بگوییم تخریب من خیلی بالا بوده است، نه بگوییم تخریب من کم بوده است، همه اینها را باید مانند بچه ای که میخواهد آموزش ببیند بیرون در بگذاریم. این تفاوتها باید از ذهن ما کنار برود. من نباید بگویم از من گذشته است، یا مثلا من نباید بگویم من سنم پایین تر است و چیزهایی که این افراد میگویند تجربه نکرده ام، یا نباید بگویم من کاسب هستم اینها اداری یا برعکس.... همه اینها را باید بیرون این در بگذارم. اینجا که آمده ایم بیرون در همه لباسهای خود را در می آوریم و یک لنگ روی دوش خود می اندازیم و وارد میشویم.
اگر یک نفر یک کاری را در دنیا توانست انجام دهد یعنی همه آدمهای میتوانند آن کار را انجام دهند. مثل آقای مهندس که یک راهی را رفتند و بقیه گفتند پس میشود، هر کس گفت میشود انجام داد، هرکس گفت نمی شود و پیچیده اش کرد نتوانست.
ما یک استعدادهایی داریم اما باورمان نمیشود، شخصیت آدم خیلی توانایی ها دارد اما همین که باور ندارد، همین احساس بی لیاقتی خیلی از توانایی های آدم را میگیرد، من در یک جمع دو نفری نمی توانستم صحبت کنم، من به جایی رسیده بودم که اگر شیشه نمیزدم با پدر خود نمی توانستم صحبت کنم، چه چیز باعث شد من روبروی دوربین تلویزیون بنشینم و مقابل یک پزشک با آرامش صحبت کنم؟
من یکزمانی برای اینکه یک صحبتی را انجام دهد از قول هزار نفر نقل قول میکردم تا حرفم را بزنم اما باز هم نمیشد، چه میشود که یک نفر به جایی میرسد که حالا از قول او صحبت میکنند؟
همه اینها به شخصیت بر میگردد، برای اینکه از زندگی خود لذت ببریم، زندگی برایمان معنی داشته باشد، باید شخصیت خود را شکل دهیم، همه این که من لذت نمیبرم به خاطر مثلث شخصیت است که ضربه خورده است، همه ما برای همین اینجا هستیم که شخصیت خود را شکل دهیم.
این وبلاگ متعلق به لژیون مسافر فرشید تفرشی از راهنمایان کنگره 60 میباشد که مطالب آن با بهرهگیری از تجارب افراد رهایافته از دام اعتیاد و ارائه راهنمائی برای خواستاران درمان توسط نویسندگان آن که اعضای لژیون هستند تنظیم و بروزرسانی می شود.