تجربه ی یک سفر اولی
"به نام قدرت مطلق"

سلام دوستان محمد هستم یک مسافر.......................
قبل از اینکه من به کنگره بیایم پدرم به من میگفت :برای یک بار هم که شده میخوام ارزو به دل نباشم یکبار ۹ صبح بیا سر کار .منو پدرم باهم کار میکنیم به هر حال من نمیتونستم بیدار بشم شبها تا ۲-۳بیدار بودم صبح ها هم با ان حال خراب و کسلی ساعت ۱۱-۱۲ بیدار میشدم تا اینکه با کنگره اشنا شدم و سفرم را شروع کردم در اوایل سفر اقا فرشید به من میگفت جمعه پارک طالقانی چرا نمیای ؟
گفتم چشم با هر زور و ضربی بود ساعت ۹-۱۰ خودمو به پارک میرسوندم .کم کم گذشت گفتند چرا استخر نمیای ؟
گفتم چشم چون علاقه به استخر داشتم بعضی شب ها برای اینکه صبح به استخر برم تا صبح نمی خوابیدم چون می دونستم اگر بخوابم بیدار نمیشم تا اینکه به مرور زمان در اثر خستگی و نخوابیدن در بعضی شبها و صحبت های اقا امین دژاکام که میگفتند اگر می خواهید خوابتان درست بشه ظهر اگه خسته بودید نخوابید که شب راحت بخوابید خواب من تنظیم شد و شب ها ساعت ۱۰-۱۱ اتوماتیک به خواب میروم و ساعت ۵ از خواب بیدار میشوم به غیر از بعضی شبها که مهمانی باشیم یا مهمان داشته باشیم که شاید باورتان نشه چند بار شده که مهمون داشتیم من خواب رفتم یا مهمانی بودم خواب رفتم که من تصور اینکه یکشب ۱۰-۱۱ بخوابم رو نمیکردم و برام دست نیافتنی بود.
تا اینکه همه میگفتن بیا پارک لاله خیلی خوبه که تو ذهنم به خودم میگفتم سه روز در هفته استخر, دوروز هم لژیون داریم , جمعه هم که پارک طالقانی, یکشنبه ها هم که لژیون پارک طالقانی, دیگه وقتی واسه خودم ندارم (البته تو کنگره نباید به قول راهنمای عزیزمان حساب کتاب بیاری در واقع زندگیتو با کنگره هماهنگ کن نه کنگره را با زندگیت)تا اینکه یک روز گفتند اقا فرشید استاد هستش تو پارک لاله که صبح پاشدم رفتم خیلی خوش گذشت فرقی که با استخر دارد در اینه که درسته هر دو صبح زود باید بلند بشی ولی در پارک مشارکت میکنی , اعلام سفر میکنی, دور هم تو هوای ازاد پارک صبحانه میخوریم, ,خدمت میکنیم و............ همه چیز رو تو پارک لاله میتونی پیدا کنی.و الان من به پارک میروم برای اینکه حالم خوب بشه نه به خاطر چیز دیگه ای همان طور که سه شنبه رفتم و گفتند جلسه تشکیل نمیشه و با بچه هایی که بودند صبحانه خوردیم و برگشتم خونه و تا شب انرژی داشتم.

همه ی این حرف ها رو گفتم که بگم قبل از اینکه پارک برم ساعت 8 که جیرمو میخواستم بخورم بدنم واقعا نیاز به اون جیره داشت ولی یک روز که تو پارک بودم یادم رفت جیره 8 را بخورم وقتی به خونه اومدم دیدم حالم خوبه و انگار سیستم ضد درد بدن من خودش تولید کرده .
منظورم این بود که ما برای درمان فقط به شربت نباید اکتفا کنیم اون فقط 30درصد قضیه هستش 70 درصد ان تنظیم خواب و ورزش و گوش کردن به CD و سر لژیون نشستن هستش که انقدر مهم است که اقا امین تو یکی از CD میگفتند:
که اگر کسی از سفر اول به دوم برود و خواب ان تنظیم نشده باشد 70 درصد سفر اول ان اشتباهه و ان شخص به درمان نرسیده بلکه یه موادی را مصرف میکرده و الان نمیکند.
و یا آقای مهندس که موقع رهایی دادن سوال می کنند که خوابت تنظیم شده؟
همه ی این ها جای تفکر کردن دارد که چرا اینقدر در مورد خواب تاکیید میشود و چه کمکی به درمان ما میکند.
واقعا برنامه ریزی های کنگره دقیقه و من محمد اگر الان هستم و حالم خوبه همه رو مدیون کنگره هستم و تشکر میکنم از آقای مهندس دژاکام و آقای امین دژاکام و راهنمای خوبم آقای فرشید تفرشی و اعضای لژیون و همسفرم که کنگره را به من نشان داد.
نویسنده:محمد زارع
این وبلاگ متعلق به لژیون مسافر فرشید تفرشی از راهنمایان کنگره 60 میباشد که مطالب آن با بهرهگیری از تجارب افراد رهایافته از دام اعتیاد و ارائه راهنمائی برای خواستاران درمان توسط نویسندگان آن که اعضای لژیون هستند تنظیم و بروزرسانی می شود.