نمی دانم تا به حال به کویر سفر کرده اید؟! یک طبیعت بکر، زیباست ، مسحور کننده و اغواگر.

وقتی وارد کویر می شوی مبهوت می شوی و بی توجه آنقدر در آن پیش می روی که گم می شوی، اما زمانی متوجه این موضوع می شوی که دیگر دیر شده، وحشت می کنی سعی می کنی برگردی، مسافت زیادی را می پیمایی اما هر چه بیشتر پیش می روی متوجه می شوی که صحنه ها مدام تکرار می شود همه جا شبیه هم است گویی در هزار تویی گیر افتاده ای و دوباره به جای اول بر میگردی اما اینبار خسته تر و ناامیدتر.

کم کم زیبایی کویر جای خود را به صحنه های هراس آلود و دلهره آور می دهد. خورشید نا جوانمردانه بر سرت می تابد هیچ سایبانی نیست تا چشم کار میکند کویر است و تپه های ماسه ای شبیه به هم، کم کم حشرات سمی و مارها پیدا می شوند نه می توانی در جایت بمانی و نه می توانی پیش بروی مستاصل و درمانده می شوی، چه باید کرد؟

چه کسی می تواند نجاتت دهد؟یک راهنما یک بلد راه کسی که قبلآ این مسیر را رفته و بیراهه ها و خطرات راه را به خوبی می داند و اگر پشت سر او حرکت کنی خیالت راحت است که سلامت به مقصد می رسی.

همان کاری که در کنگره انجام میشود، پس همسفر آرام باش و از خطرات راه نترس به راهنمایت ایمان داشته باش و با دستور او حرکت کن به فکر میانبرها نباش شاید کمی دیرتر برسی اما سالم و کامیاب خواهی رسید.

با تشکر از راهنمای عزیزم آقای فرشید تفرشی