امیر : همانطور که از نامش پیداست، کلید وقتی به کار میرود که به مشکلی برمیخوریم و برای باز کردن یک در به کار میرود، اینجا بحث مواد مخدر است، بسیاری از مطالب این پیام شبیه وادی ۳ است که هیچ موجودی به اندازه انسان به خویشتن خویش فکر نمی کند.

همه مصنوعاتی که بشر ساخت در ابتدا جزو آمال و آرزوهای وی بوده است، بشر روزی پرواز را دوست داشت و انسانهای جستجوگر به دنبال آن با تفکر راه را پیدا کردند، من مدتها این تصویر که روزی از خواب بیدار شوم و مصرف مواد تنها مساله من نباشد را در ذهنم تصویر میکردم، اما بالاخره آن چیزی را که در ذهنم تصویر کردم به کمک کنگره و به مرور پیدا کردم.

بهزاد: ما بایستی کلیدهای مخصوص خودمان را پیدا کنیم، اگر مواد من جواب من را نمی دهد شاید یک کلید خاصی دارد که باید آن را پیدا کنم، شاید یک غذایی را نخورم مشکل من حل میشود، رهجویی که مشکل دارد باید با راهنمای خود مطرح کند، به نظر من خیلی از مشکلات را میشود اینجا حل کرد.

محسن: وقتی همه ما به مشکل میخوریم باید در بسته آن مشکل را باز کنیم، در بسته کلید میخواهد، اما من اگر در منزل بنشینم که مواد اذیتم میکند به هیچ جایی نمیرسم، تنها جایی که برای من دری باز شد کنگره بود، اما در همینجا هم اگر بنشینم و حرکت نکنم باز به نتیجه نمیرسم.

سامان: من فکر میکنم در هر مرحله ای که زندگی میکنم مشکل و مساله وجود دارد، خود من خیلی از مشکلات را داشتم و حل نمیشد، اما در کنگره آرام آرام کلیدها به من داده شد، در پیام آمده که بالاترین توان عقلی و حسی را به کار بندید؛ وقتی حسهای من بسته بود، عقل من هم از دسترس خارج میشد.

 شجاعت این است که بترسی بلرزی و قدم برداری، موقعی که انسان دارد میترسد و میلرزد اما حرکت میکند و انجام عمل درست میدهد خیلی به درد میخورد، من باید مشکلاتم را پیدا کنم و اینجا در موردش صحبت کنم.

نسیم: من با گوش کردن سی دی ها یک سری کلید پیدا کردم، اولین کلید همان تفکر است، بقیه کلیدها هم به نظر من برمیگردد به وظایف رهجو که درهای بسته را باز میکند یعنی زودتر به موفقیت میرسم. اصل کار هم به وادی اول برمیگردد که من باید تفکر کنم.

حمید: من نگاه میکنم به گذشته و حالم که چگونه میگذرد؟ من قدر همسر و بچه و کارم را نداشته ام، حتما باید تلنگری برایم پیش بیاید تا آن را بفهمم. من چه کارهایی میتوانسته ام انجام بدهم که به موقع انجام نداده ام و حالا نشسته و چوبش را میخورم، وقتی یک نگرش منفی را شروع میکنی و تصویر سازی میکنی، یک مخزنی میشود که انرژی های منفی را از خودت به دست بیاورد و همان فکرهای ناخواسته برایت پیش بیاید، با خود گفتم بگذار یم نگرش مثبت را شروع کنم، شاید باید در فشار مشکلات کنونی قرار بگیرم تا یک چیزهایی را بدست بیاورم.